تبليغاتX
در همین حوالی

اینروزها هر جا که بری ، هر روزنامه ای رو که باز کنی ، هر کانال تلویزیونی رو که نگاه کنی و ... خبره های المپیک 2008 پکن در صدر خبرهاست و اینکه چه اتفاقاتی در پکن می افته و مدال های رنگارنگ متعلق به کدوم کشورهاست ؟ و...

ولی هنوز 2 ، 3 روزی بیشتر از این رقابت ها نگذشته است که اخبار نا مید کننده از اردوی ایران به گوش می رسد....

پرچم ایران بدست یک بانوی ایرانی حمل شد که این برای منی که خودم رو یه ایرانی می دونم غرور آفرینه چرا که وقتی ما صحبت از تساوی حقوق زن و مرد می کنیم باید یه جایی این شعارمون رو با عمل ثابت کنیم و این قضیه حمل پرچم توسط خانم  هما حسینی یه افتخار برای ایران است .ولی ...( ادامه این موضوع در پیوندهای روزانه) .

نماینده شنای ایران آقای محمد علیرضایی بعلت هم گروه شدن با نماینده اسراییل و باز بعلت نا هماهنگ بودن تصمیم های مسئولان، بر روی سکوی مسابقات حاضر نشد و این برای ورزشکاری که تمام آمال وآرزوهاش شرکت در مسابقات بزرگی همچون المپیک است و روزها و شب های زیادی تلاش کرده تا خودشو به المپیک برسونه  زیاد خوشایند نیست . فکر میکنم کمتر ایرانی باشه که از اسراییل خوشش بیاد و همه ما یه جورایی از اسراییل بد مون میاد و دوست داریم در یه جایی ، حتی اگر در یه زمین مسابقه باشه نمایندگان این کشور رو شکست بدیم . اگر خاطرتون باشه برد 2 بر 1 تیم ملی ایران مقابل آمریکا در جام جهانی فرانسه چه غروری رو برای ما به ارمغان آورد و اون برد کم از قهرمانی برای ما نداشت ، چه خوب می بود اگد محمد علیرضایی بر روی سکو میر فت و افتخاری دیگر برای ایران کسب می کرد ولی افسوس که ایران و ایرانی همیشه از ضعف تصمیم گیری ضریه می خوره . به امید موفقیت باقی ورزشکاران ایران در المپیک 2008 پکن . و....

+ نوشته شده توسط ادریس در 87/05/20 و ساعت 9:59 |

ولي خيلي باحاله ها نه ؟ سيريش شدم رو  برقا ، چون  مملكتي كه تو توليد برق  تو دنيا ، كشور يازدهم باشه  بعد تو ش برق سهميه بندي باشه خيلي حرفه .!!!!!!!!!!!!

تا حالا شده توي يه روز كه واسه من از ساعت 6 صبح شروع ميشه تا 12 شب يعني تقريبا 18 ساعت ، 15 ساعتشو برق نبينين ؟!!!!!!!!!!!!!!

از 8 صبح تا 12 در محل كار مون برق نبود. درسته ،‌ 4 ساعت كذايي توي جهنم زميني!!!!!!!!!!!

از ساعت 12 تا 14:30 تو محل يكي از مشتري هاي شركت كه براي خرابي شبكه شان رفته بودم نشستم تا برقا لطف كنن و بيان و من كارم و شروع كنم .ولي اگه شما .... منم ... .

از ساعت 14:30 تا 16 هم توي خيابونا بودم كه حالايا چراغهاي راهنمايي خراب بودن يا برق نداشتن .(البته مگه مي شه ما چيز خرابي داشته باشيم ،‌ چراغ هاي راهنمايي مثل آسفالت خيابونا و اتوبانامون نيستن كه مثلا ته اتوبان يادگار امام كه يه ماه بازشده و مي خوره تو چمران چاه وچاله و گودالو تپه و كوه و ... داشته باشه . زودي ميان و چراغ راهنمايي رو درست مي كنن .) پس معلوم كه برق رفته بود !!!!!!!

از ساعت 16 تا 18 خانه يكي از دوستان بوديم كه شدبت خنك شان را در تاريكي نوشيديم .( البته هنوز تاريك تاريك نشده بود .) ساعت 18 تا 21 هم كه منزل مادرجان  رفته بوديم بصرف شيريني و شام 2 ساعت (چقدر دقيق و منظم ) برق نداشتن و اواخر شام اذيذ بود كه اين برق لعنتي اومد وهمه فهميدن من چقدر غذا خوردم.

بعدشم كه بخانه اومديم ساعت 22 تا ... زماني كه بيدار بودم برق نبود و ساعت تقريبا 2 كه از شدت گرما بيدار شدم برق آمده بود و تونستيم كولر رو  روشن كنيم و اون موقع بود كه متوجه شدم تقريبا 18 ساعتي است كه از يك وسيله برقي استفاده نكرده ام.

+ نوشته شده توسط ادریس در 87/05/02 و ساعت 20:25 |